m y 3 6 5 d a y s
Time Can Never Mend
شاید بازم جون بگیرم. نه، برو... میخوام که راحت بمیرم! نه...بشین. که سر رو شونه ات بذارم... نه! پاشو، که دیگه دوستت ندارم! نه! نه! نه! بیا... بیا و دستامو بگیر عشق من بیا تو هم با من بمیر... بنیامین - تموم شد چون همش طرف ضعیف ماجراست همش داره خواهش میکنه، همش یکی ترکش کرده. And I like strong ones around! پ.ن: امتحان های خرداد بدجوری در حال چلوندن من میباشند. بله! تو مالزی هم باید امتحان های ایرانو بدم! چه ضایع. فردا هم ریاضیه. :-" پ.ن2: چرا با من قهری ققنوس؟! من ِ واقعی همونم. همون دختر جدی با شال آبی که رو سنگا نشسته. تو هم مثل بقیه گول خوردی؟ حیف شد. بهت اعتماد داشتم! این روزا دیگه کسی نمونده که واقعا منو ببینه...یه خورشید مونده و یه....هیچکس.
که شعله ها می کشد از سینه
چه عشقی ست
که چنین می جوشد از وجود
شیفتگی به همه آن انسانهای شجاع
شیدایی به تمامی آن سرزمین قشنگ
و دل سپردگی به حقیقت
عدالت
آزادی
امانم را بریده
نفسم را بند آورده
این چه شوری ست
که این همه دور
که این همه ناتوان
که این همه دستم از دنیا کوتاه
دلم اینگونه می تپد برای شما...
| Design By : Night Skin |


