تبليغاتX
m y 3 6 5 d a y s


m y 3 6 5 d a y s

Time Can Never Mend

نه می بخشیم و نه فراموش میکنیم...
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 1:58 توسط ستاره|

چه آتشی ست این
که شعله ها می کشد از سینه
چه عشقی ست
که چنین می جوشد از وجود
شیفتگی به همه آن انسانهای شجاع
شیدایی به تمامی آن سرزمین قشنگ
و دل سپردگی به حقیقت
عدالت
آزادی
امانم را بریده
نفسم را بند آورده
این چه شوری ست
که این همه دور
که این همه ناتوان
که این همه دستم از دنیا کوتاه
دلم اینگونه می تپد برای شما...

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 13:27 توسط ستاره|

.
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 21:53 توسط ستاره|

نه، بمون

شاید بازم جون بگیرم.

نه، برو...

میخوام که راحت بمیرم!

نه...بشین.

که سر رو شونه ات بذارم...

نه! پاشو،

که دیگه دوستت ندارم!

نه! نه! نه!

بیا...

بیا و دستامو بگیر

عشق من

بیا تو هم با من بمیر...

بنیامین - تموم شد

نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 12:14 توسط ستاره| |

حالا فهمیدم چرا نمیتونم با آهنگای بنیامین ارتباط برقرار کنم!

چون همش طرف ضعیف ماجراست

همش داره خواهش میکنه، همش یکی ترکش کرده.

And I like strong ones around!


پ.ن: امتحان های خرداد بدجوری در حال چلوندن من میباشند. بله! تو مالزی هم باید امتحان های ایرانو بدم! چه ضایع. فردا هم ریاضیه. :-"

پ.ن2: چرا با من قهری ققنوس؟! من ِ واقعی همونم. همون دختر جدی با شال آبی که رو سنگا نشسته. تو هم مثل بقیه گول خوردی؟

حیف شد.

بهت اعتماد داشتم!

این روزا دیگه کسی نمونده که واقعا منو ببینه...یه خورشید مونده و یه....هیچکس.

نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 2:11 توسط ستاره| |


Design By : Night Skin